تو که همه زندگیمی

متن مرتبط با «چهل روز گذشت و» در سایت تو که همه زندگیمی نوشته شده است

بگو بازم هوامو داری و...

  • نیلوبلاگ

    چند سال پیش، یکی از اطرافیانم بهم گفت: چر از این همه اتفاق درس نمیگیری، چه فرقی با گذشتت کردی؟ بازم مثل همون موقع داری بچه گانه انتخاب میکنی. بهش گفتم: خیلی چیزا تغییر کرده و با تغییرشون منم بزرگ شدم و درسته که دارم با احساسم پیش میرم اما این کارم از رو خامی و بچگیم نیست، آگاهانه دارم تصمیم میگیرم و به همه جوانب مسائل فکر میکنم. بهم گفت: تصمیمی که با آگاهی گرفته بشه، اگه اشتباه باشه، شکستش خیلی سنگینه، خیلی و دیگه نمیتونی جبرانش کنی. اون موقع حرفش فقط برام یه جمله ی جالب بود و معنیش رو نفهمیدم...

    ادامه مطلب
  • رمز همون قبلی- دوستان وبلاگ داری که ندارن، اگه میخوان بگن تا براشون بفرستم

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • روزِ چهل و سه غروبه

  • نیلوبلاگ

    یه روز چهل و سه بار غروب آفتاب رو تماشا کردم! خودت که می دونی... وقتی آدم دلش خیلی گرفته باشه از تماشای غروب چه لذتی می بره... +به من نگو گریه نکن - عارف ...

    ادامه مطلب
  • بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم...

  • نیلوبلاگ

    هیچ وقت پیش نیومده بود ازش درخواست کمک کنم، حتی تو بدترین شرایط، حتی تو اوج بحران های زندگیم! هیچ وقت نبود که در جریان مشکلاتِ من نباشه، اما هیچ وقتم نشده بود که یه گوشه ی کار رو بگیره یا طوری حواسش بهم باشه و قدمی برداره که حس کنم واقعا حمایتم کرده یا باری از دوشم برداشته شده، نه مادی، نه معنوی، در صورتی که هم وظیفش بود، هم توانایی انجام همه ی اینها رو داشت. ماه گذشته مریض شدم، خیلی مریض، ازون مریضی هایی که بعید میدونم دیگه هیچ وقت تو زندگیم اتفاق بیفته. شرایط برام به شکلی بود که واقعا احتمال ...

    ادامه مطلب
  • من دوست ندارم مادر باشم (2)

  • نیلوبلاگ

    سن و سالش زیاد نیست اما یه پسر بیست و چند ساله داره که با باباش زندگی میکنه و یه دختر نوجوون که با اون و همسر دومش. چندساله که پسرش رو میفرستن تو کمپ های مختلف برای ترک، خودش میگه پسرم اعتیاد به متادون داره، ولی میدونم که مشکلش تریـاک، هــروئین، شیشه، قرص و ... است. چند ماه خوبه اما دوباره شروع میشه. دخترشم که هر بار بهش فکر میکنم، به بچگی و معصومیتش که داره از بین میره، به اشکایی که میریخت، به محیطی که توشه و چیزهایی که باهاش تو این سن آشنا شده و به آینده ای که خدا میدونه با این وضع چی میشه، گر...

    ادامه مطلب
  • تو که همه زندگیمی

  • نیلوبلاگ

    خوشحالم که ساعت ها را عقب کشیده اند، حالا یک ساعت بیشتر عاشقت بوده ام... xa0 xa0 +شونه به شونه با منی ...

    ادامه مطلب